تبليغاتX
❤!!!!!!"خلوت تنهایی"!!!!!!!❤


❤!!!!!!"خلوت تنهایی"!!!!!!!❤

جایی که من هستم همه شادنننننننننن...

baroon.ir,anita

وجود تنها یک زمان را می شناسد؛

زمان حال

زمان گذشته را نمی شناسد،

چون دیگر وجود ندارد.

زمان آینده را نیز نمی شناسد،

چون هنوز نیامده است.

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!| |

مشت می کوبم بر در

پنجه می سایم بر پنجره ها

من دچار خفقانم خفقان

من به تنگ آمده ام از همه چیز

بگذارید هواری بزنم

ای

با شما هستم

این درها را باز کنید

من به دنبال فضایی می گردم

لب بامی

سر کوهی

دل صحرایی

که در آنجا نفسی تازه کنم

آه

می خواهم فریاد بلندی بکشم

که صدایم به شما هم برسد

من به فریاد همانند کسی

که نیازی به تنفس داد

مشت می کوبد بر در

پنجه می ساید بر پنجره ها

محتاجم

من هم آوازم را سر خواهم داد

چاره درد مرا باید این داد کند

از شما خفته ی چند

چه کسی می آید با من فریاد کند ؟

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 4 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

دلنوشته:

ماه من !

          برایم پلک بزن

                          هنوز هم .....

                                به امید چشمک هایت....

                                                 نیمه شب ها...

                                                                    نگاهت میکنم...

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 4 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|



خُدا رو اگه بــاور داشتهــ باشی

زیر ِ" بــاورت" یه نقطه میگذاره و میشهــ

"یـــــــــــــاورت"
+   عاشق نه...دیــــــوانه ام!
تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 4 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|




دور نرو
بیا کنار دلم
من غیر از اینها که مینویسم
نوازش هم بلدم....
تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 4 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

دو تا ادم برفی دو طرف رود خونه عاشق هم شدن. اونا از عشق هم آب شدن که شاید یه جایی وسط رود خونه به هم برسن

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 3 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

دوست . دارم . ببینم . وقتی .  این متن .  رو میخونی . چطور.  این . نقطه های . کوچیک . باعث . توقفهای کوچیک . در ذهنت . میشن .

جملات زیبا گیله مرد

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 3 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

tumblr_luk8ujj7bq1qbuybxo1_500_large

زخم تازه ای نیست…

فقط زخم های قدیمی هی سر باز میکنند

که فدای سر شما…

حال خودتان چطور است؟!

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 4 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

adrianconcustellcitieseveningjapanlegslights-e696222b6f9c5eb68aeeac6f451ec8c1_h_large

آدمیست دیگر…
یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد…
دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور!!…

{حسین پناهی}
تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 4 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

tumblr_ltgk08fish1qd6kxoo1_500_large

گاهی به خاطرش
ماندن را تحمل کن

رفتن از دست همه برمی آید

بهانه

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 4 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

baroon.ir_ebru_sidar

به باران نشسته ام
فرقی نمیکند چه وقتی … چند وقت
از هر پلی که رد شدم آن را شکسته ام !

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 2 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

baroon.ir_move

وقتی رفتن آموختی ،

دویدن بیاموز.

ودویدن که آموختی ، پرواز را.

راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری.

دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی.

و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

chizi balad nistam begam

مرز را تو ساختی تا
خط‌ بلند احتیاط
مدار فرضی پرهیز
و دیوار شک
ما را از هم بگیرند.
سیم خاردار
گیسوی بید و
گونه‌های مرا
زخمی کرد.
حالا من نه
در انتهای جهان
که پیش چشمانت
گم می‌شوم.

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

Entezar, baroon.ir

برای ابراز محبت

منتظر نمانید تا موعد آن فرا برسد،

چرا که شما هرگز نمی دانید

چقدر زود موعد آن دیر می شود

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

tumblr_baroon.ir_500

دیدار
با تو میسر نمی شود.
می آیی،
می بینمت
در یک به هم زدنٍ چشم،
در لحظه ای یگانه
که هر دم تکرار می شود.
با این همه
هنوز نیامده ای،
دیگر رفته ای،
همیشه همین طور است

و من همیشه،
هنوز.
در انتظارٍ آمدنت،
دل تنگٍ رفتنت می مانم
هنوز،
همیشه.

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

tumblr_shahpouri_500

تو ماه را
بیشتر از همه دوست می داشتی
و حالا
ماه هر شب
تو را به یاد من می آورد
می خواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجره ها پاک نمی شود

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

baroon.ir

دل در خیال خام رسیدن به نور بود
ای شب! مجاب سفسطه ات ناگهان شدم

من همچنان کبودی بالم نرفته است
مردم! دوباره هم هدف سنگتان شدم

همان کبوتر شکاک پر، که دل دل کرد
مرا میان زمـیـــن و کلاغها ول کرد

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

i am ok ! - baroon.ir

خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که اونجور که می خوان زندگی می کنن.

آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن

به این مسئله فکر کنین
تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

9

هزار بار در هزار توی این زندگی غرق می شوی

هر چه بیشتر دست و پا بزنی بیشتر غرق می شوی

کمی رها باش

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

barooni, anita,03049

به جستجوی تو
بر درگاه کوه می‌گریم،‏
در آستانه‌ی دریا و علف.‏

به جستجوی تو
در معبر بادها می‌گریم
در چارراه فصول،‏
در چارچوب شکسته‌ی پنجره‌ای
که آسمان ابرآلوده را
قابی کهنه می‌گیرد

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

ســــــــــــلااااااااااااام...

سال پیش یه همچیــــــــــــن موقع هایـــــــی بود که این وبو زدم.......اخه یادش بخیر....

درست میشه یــــــک سال یه وب مینـــــــویسم...

اول هـــــــــیچی بلــــــــــدنبودم..واین وبو زدم که یادبگیرم چون یـــــــه وب باید میزدم برای تحقیقاتم برای مدرسم....همین که این وبو زدم دیگه نتونستم پاکش کنمو شـــــــــــروع کردم به نوشتن.....

شدم یه وب نویس......

کلی دوست پیداکردمو کلی هم چیزای قشنگ یادگرفتم....

کلی خاطرات خوبو بد دارم ازاین وبم....

وای که چه قدرزود گذشت...چند وقت پیش این وبو پاک کردم چون خسته شده بودم ولی یه نفرلطف کرد واین وبو دوباره ساخت ونگه داشت چون میدونست امکان داره پشیمون بشم..یه نوع کمک باحال کرد بهم.....

البته تنبیهم شدم چون یه مدت رمزشو بهم نداد..که دیگه ازاین کارانکنم...والبته الان ازش تشکرمیکنم بابت این کارش...

امروز دوباره این وبو راه میندازم درست روزی که سال پیش راش انداختم...البته این دفعه فرق داره چون هیچ کدوم ازنوشته ها مـــــــــــــاله من نیستش..یه وب دیـــــــــــگم دارم که تو اون خاطراتمو مینویسم ودرکل نوشته های خودمه که خواستید بهتون ادرسشومیدم...

امیدوارم ازوبم خوشـــــــتون بیاد وازاون هــــــایی که و این مدت بازم باوفایـــــــــــی کردنو بهم سرزدن تشکرمیکنم....

همتـــــــونو دوست دارمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لبخـــــــندیادتون نره!!!

راستی هروقت سرزدی بهت سرمیزنم...عادت ندارم بیام بگم اپم اپم......پس سربزنی چی؟؟؟؟سرزدم.....

این جا بحث نمیکنم و باکســــــــی هم دوست نمیشم....شـــــــــماره ببینم دیگه هرچی شد تقصیره خوده فردیه که شــــــمارشو داده...توهین ممنوع...

به هـــــــم احترام بزارید...

نظرخصوصی تاحدامکان نزارید..

 

لینک هم میکنم...فقط اول منو بلینکید بعد خبربدید...

۱۳۹۰/۷/۷

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 1 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!| |

baroon.ir

میدانی پاییز می رود
و تو میروی
عشق میرود
و همه حس هایم تمام میشود
زمستان می آید
و فصل نو میشود
اینجا همه چیز یخ زده ست

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 2 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

3170094513_ae08e94fae
می دانی
روزهای ابری و سیاه
ماندگار نیستند
باران که بیاید
همه چیز را میشوید و میبرد
باران که بیاید
ابرهای سیاه میروند
رنگین کمان میشود
و
طراوات باران میماند

یادت باشد
ماه پشت ابر ماندگار نیست

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 2 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

cloudygirlpaperphotographyredwind-

اعتقاد من تو کار اینه که قبل از هر تصمیم گیری ، جوانب و عواقب و نتایج تصمیمم رو بسنجم …
حالا حالتی رو تصور کن که بدون اینکه بهت بگن ! واست تصمیم بگیرن !
اونوقت عکس العملت چیه ؟

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 2 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

pl8xui8oepx87f0zln5hhonyo1_500_large

به همین سادگی
که تو میگی

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 2 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

jahanam-baroon.ir

چشم هایت را باز نکن،
روزی که عقل،
قلب را به زنجیر می کشد!
چیزی نخواهی دید


همین

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 2 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

baroon.ir-011

غمی آواره را

گاهی،

یا باد می‌نشاند‌اَش کُنجِ این بی‌صاحب دل،

یا باران و ابر‌های‌اش

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 5 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

anita

پائیز که میرسد

حس‌ها شبیه موج‌اند.

باز می‌گردند، حتی وقتی خیال می‌کنی دریا دیگر آرام گرفته.

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 5 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

tumblr_

تقویم را نگاه میکنم
یک روز ، روز خداست
یک روز،  روز جشن تحویل سال است ،
یک روز ، روز من است
امروز برای من است
میدانی
هرسال
پاییز که می آید
مهرماه که به نیمه میرسد
یادآورم میشود
که چقدر بزرگ شدم
من از روزهایی که دخترکی بازیگوش بودم جدا میشوم
و نشاط و شور عالم کودکی را در وجود تنها فرزندم به نظاره مینشینم
این روزها
بطور ملموسی
پر از بغضم و خاموش
دلخور نیستم ، غمگین نیستم
اما مثل همیشه هم نیستم

tumblr_

امروز دست نیافتنی میشوم
برای همه آنانی که در انتظار این روز و خوش امد گویی به من بودند
شرمنده هم شما
اما امروز میخواهم فقط برای خودم باشم

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 5 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

flowergirlnature


روزهایم خسته و بی رمق می گذرند و … با خود کودکی های دخترکی را می برند که عجیب داردخواسته و نا خواسته به دنیای آدم بزرگها پا می گذارد … دارد یاد می گیرد کم کم حرف  گوش دهد : پاهایش را بگذارد روی زمین! … کمتر سادگی کند! حواسش بماند که … اینجا مدینه ی فاضله نیست !  دارد یاد می گیرد کم کم زندگی ارزش خیلی چیزها را ندارد ! می شود گاهی وقتها خواسته هایش را نخواهد ! …

تـــاريــخـــ ســــاعـتـــ 5 PM نـــويـســـنـده عجبا النازم دیگه!!!|

LeiLa-DiYaKo